نوشته شده در تاريخ پنجشنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۴ توسط مصطفی رجائی پور |
فایل Word بخش اول درس آیات الاحکام
بخش اول: اکتساب بطور مطلق
آیه ی اول:
وَ الْأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَ أَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ وَ أَنْبَتْنَا فِيهَا مِنْ كُلِّ شَيْءٍ مَوْزُونٍ . وَ جَعَلْنَا لَكُمْ فِيهَا مَعَايِشَ وَ مَنْ لَسْتُمْ لَهُ بِرَازِقِينَ . وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلاَّ عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ وَ مَا نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ ﴿الحجر19-21﴾
ترجمه:
وزمین را هم مابگستردیم و در آن کوه های عظیم برنهادیم و از آن هرگیاه و هرنبات مناسب و موافق حکمت و عنایت خود برویانیدیم . و در آن زمین هم لوازم معاش و حیات شما نوع بشر را مهیاکردیم و هم برسایر حیوانات از طیورو چارپایان و درندگان و غیره که شما به آن ها نتوانید روزی دهید قوت و غذا فراهم کردیم . و هیچ چیز در عالم نیست جز این که مخزن آن بنزد ماست.نهایت برعالم خلق باندازه ی معین و لازم که مصلحت است می فرستیم.
احکام مستخرج از این آیات:
1- مقصود از آیه ی نخست این است که زمین را با کوه ها استوار وغیر متحرک گردانیدیم که محل سکونت و زندگی خلق باشدو مورد استفاده ی بندگان خداوند واقع شود.
2- منظور از « و انبتنا » رویانیدن و رشد دادن نباتات است و آن چیزهائی است که وسیله ی زندگی و حیات است از خوردنی و نوشیدنی و پوشیدنی.
3- منظور از معایش در آیه ی دوم وسیله ی عیش و زندگی است که همان روزی باشد.
4- اشاره به این معنا است که روزی همه ی بندگان و حیوانات را خدا می رساند و بندگان ممکن است واسطه باشند و گرنه روزی رسان اصلی خدا است.
5- آیه ی سوم اشارت بدین معناست که خزائن غیب الهی پایان پذیر نیست و خداوند روزی موجودات را به اندازه می رساند و روزی هرموجود مقدّرو اندازه ی آن معین شده است.
6- اشاره به اباحه ی سکنی است در روی زمین.
7- دلالت بر اباحه ی استفاده از همه ی نباتات و موجودات حیوانی و غیر حیوانی دارد مگر آنچه که به دلیل عقلی یا نقلی ممنوع و محرّم شناخته شده است. مانند میته و خون و گوشت خوک و غیره.
آیه ی دوم:
يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلاَلاً طَيِّباً وَ لاَ تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ ﴿البقره/ 168﴾
ترجمه:
ای مردم بخورید از آنچه در روی زمین است حلال و پاکیزه و از گام های شیطان پیروی ننمائید که دشمن آشکار و بزرگ شماست.
احکام و نکات مستخرج از این آیه:
1- حلال یعنی آنچه رواست و ممنوع نمی باشد.
2- طیب یعنی پاک از هرنوع شبهه.
3- منظور از خطوات شیطان آثار اوست.
4- منظور از عداوت شیطان این است که شیطان همواره می خواهد بندگان را از خداوند دورکند و از انجام خیرات منصرف نماید.
5- ترغیب و تحریض بر مباح بودن خوردنی ها و این که از اموری باید استفاده شود که حلال و پاکیزه و پاک از شبهه و آلودگی ها باشد.
گویند که این آیه در باره ی طوایفی نازل شده است که پاره ای از امور را خود بر خود حرام کردند و بنابراین آیه دلالت بر حرمت این عمل دارد که افراد نباید اموری را برخود حرام نمایند و ظاهر امر دلالت بر وجوب دارد،وجوب احتراز از ایجاد حکم برای خود.
6- این آیه دلالت بر جواز استفاده و خوردن از نباتات و روییدنی ها و بالاخره هرچیزی که در روی زمین است دارد حتی برای فساق و کفارمگرآنچه به دلیل عقلی و یا نقلی خارج شده باشد.
7- دلالت دارد که هرآنچه زیان آور نباشد مباح است.
8- دلالت دارد بر این که رواست که به کسانی که معتقد به حق نباشند حتی کفار از این خوردنی ها داده شود و آنان هم حق بهره وری از متاع دنیوی را دارند.
آیه ی سوم:
كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَ لاَ تَطْغَوْا فِيهِ فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبِي وَ مَنْ يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي فَقَدْ هَوَى (طه / 81)
ترجمه:
بخورید از روزی هایی که پاک وطیب است و خداوند روزی شماها کرده است و طغیان و نافرمانی مکنید تا این که خشم و غضب من برشما وارد شود که هر که سخط و خشم من بر او وارد شود هلاک خواهد شد.
آیه چهارم:
وَ نَزَّلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً مُبَارَكاً فَأَنْبَتْنَا بِهِ جَنَّاتٍ وَ حَبَّ الْحَصِيدِ .وَ النَّخْلَ بَاسِقَاتٍ لَهَا طَلْعٌ نَضِيدٌ .رِزْقاً لِلْعِبَادِ وَ أَحْيَيْنَا بِهِ بَلْدَةً مَيْتاً كَذٰلِكَ الْخُرُوجُ ﴿ق /11﴾
ترجمه و توضیح:
و فرو فرستادیم از آسمان آب را که برکت است و رویانیدیم بوسیله ی آن بوستان ها و دانه های درو شده و درخت خرمای بلند که دارای شکوفه های درهم رسته است که روزی است برای بندگان و زنده گردانیدیم بواسطه ی آن شهر مرده را و اینچنین است بیرون آمدن.
این آیات و آیاتی نظیر این ها دلالت دارند برمباح بودن چیزها
البته پاره ای از اینگونه آیات مناسبت کمتری با کسب و بازرگانی دارد و بدین سبب از ذکر تعدادی از آن ها خودداری نمودیم و تنها غرض بیان اباحه ی این امور است.
بخش دوم: چیزهایی که بازرگانی بوسیله ی آن ها حرام است
آیه ی اول:
قَالَ اجْعَلْنِي عَلَى خَزَائِنِ الْأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ
﴿یوسف / 55﴾
ترجمه
(حضرت یوسف) گفت: مرا بر خزائن زمین امین گردان که من نگاهدارنده ی دانایم.
از این آیه هیچگونه حرمت تکسّب استفاده نمی شود و تنها جواز ولایت و نیابت از ظالم استفاده می شود.
آیه ی دوم:
سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ فَإِنْ جَاءُوكَ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ إِنْ تُعْرِضْ عَنْهُمْ فَلَنْ يَضُرُّوكَ شَيْئاً وَ إِنْ حَكَمْتَ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ ﴿المائده / 42﴾
ترجمه:
اگرشنوندگان دروغ و تزویر و خورندگان حرام به نزد تو آمدند یا میان آنان حکم کن و یا این که از آن ها روی گردان که اگر از آنان روی گردانی هرگز زیانی به تو نتوانند رساند. و اگرمیان آنان حکم نمودی از روی عدالت حکم کن که خداوند عدالت کنندگان را دوست دارد.
سحت بنا برقولی یعنی رشوه.
از امیرالمومنین علی (ع) نقل شده است که سحت عبارت از رشوه در حکم و مهر و اجرت زنا و کسب بوسیله ی فصد و حجامت و اجرت جفتگیری حیوانات و بهای سگ و شراب و مردار و مزد ساحر و کاهن و بکار گرفتن مال در طریق معصیت است.
البته در صحت و اصالت این خبر تردید است.
آیه ی سوم:
وَ لْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لاَ يَجِدُونَ نِكَاحاً حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ الَّذِينَ يَبْتَغُونَ الْكِتَابَ مِمَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ فَكَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْراً وَ آتُوهُمْ مِنْ مَالِ اللَّهِ الَّذِي آتَاكُمْ
وَ لاَ تُكْرِهُوا فَتَيَاتِكُمْ عَلَى الْبِغَاءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّناً لِتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَ مَنْ يُكْرِهْهُنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِنْ بَعْدِ إِكْرَاهِهِنَّ غَفُورٌ رَحِيمٌ
﴿النور / 33﴾
ترجمه:
زنان جوان خود را (ظاهرا مراد از زنان جوان کنیزکان جوان در دوران جاهلیت است) بر زنا دادن مجبور نکنید در حالی که خود آنان می خواهند عفیف باشند. بدرستی که خداوند نسبت به اکراه کنندگان آن ها در گذشته درگذرنده و بخشنده و مهربان است.
احکام مستخرج از این آیه:
1- با وجود این که خود کنیزکان عفیفند و عفت را برگزیده اند،نباید آنان را وادار بر زنا کنید .
این آیه در حقیقت بیان حرمت مطلق وادار کردن بر زنا و زنا دادن است. نه آن که اگر اراده ی عفت دارند وادار نکنید و اگر اراده ی عفت ندارند وادار کنید. بلکه بیان حال فعلی آن هاست که اینان خود می خواهند عفیف باشند و این شماها هستید که آن ها را وادار بر عمل بد می کنید.
البته مفید این معنی است که اگر اراده ی عفت ندارند دیگر اکراه معنی ندارد که مورد بحث نیست.
2- دلالت دارد بر حرمت اینگونه مکاسب و این که خداوند از آنان که مجبور بدین عمل شده اند گذشت می کندفنه از مجبور کنندگان و موالی آن ها که آن ها را مجبور کرده اند.
البته این احتمال وجود دارد که هردو گروه هم مجبور شوندگان و هم مجبور کنندگان در زمان جاهلیت مورد بخشش قرار می گیرند(اگر از عمل زشت خود توبه کرده باشند).
3- اموالی که از این راه بدست می آید مالیت نداردو استفاده از آن به هرنحو حرام است.
4- برخی می گویند: منظور از غفور و رحیم نسبت به گذشته ی آنهاست که می فرماید: آنچه مربوط به دوران جاهلیت است مورد عفو و گذشت خداوند است و از تاریخ نزول آیه باید از اینگونه اعمال حرام دست بردارند و توبه کنند که خداوند می پذیرد.
البته این معنی را تایید می کند که اینگونه زنان مکره چون مجبورند و مسئول اعمال خود نمی باشند گناهی ندارند که بخشوده شوند. پس منظور گذشت از اکراه کنندگان است که توبه کرده از عمل زشت خود دست بردارند.
آیه ی چهارم:
لَيْسَ عَلَى الْأَعْمَى حَرَجٌ وَ لاَ عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَ لاَ عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ وَ لاَ عَلَى أَنْفُسِكُمْ أَنْ تَأْكُلُوا مِنْ بُيُوتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ آبَائِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أُمَّهَاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ إِخْوَانِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخَوَاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَعْمَامِكُمْ أَوْ بُيُوتِ عَمَّاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخْوَالِكُمْ أَوْ بُيُوتِ خَالاَتِكُمْ أَوْ مَا مَلَكْتُمْ مَفَاتِحَهُ أَوْ صَدِيقِكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَأْكُلُوا جَمِيعاً أَوْ أَشْتَاتاً فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتاً فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً كَذٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ﴿النور / 61﴾
ترجمه:
بر نابینایان، لنگان و بیماران باکی نیست (که به جهاد نروند یا تندرستان با آن ها همسفر و معاشر شوند) و نیز باکی نیست که بخورید از خانه های خود ویا خانه های پدرانتان و خانه های مادرانتان و یا خانه های برادرانتان و یا خانه های خواهرانتان و یا خانه های عموهاتان و یا خانه های عمه هاتان و یا خانه های دایی هاتان و یا خانه های خاله هاتان و یا آنچه مالک کلید آنها شوید و یا خانه های دوستانتان.
وبر شما گناهی نیست که بخورید با هم و یا جدا جدا. پس هرگاه وارد خانه ای شدید(بر اهلش سلام کنید و اگر کسی در خانه نبود) بر خود سلام کنید که این سلام کردن و تحیت برکتی است که از جانب خداوند برای شما مقرر شده است.
اینسان خداوند آیاتش را برای شماها بیان می کند شاید که در آنها تعقل نمایید و طریق هدایت و سعادت را بازجویید.
احکام مستخرج از این آیه:
1- خوردن از خانه ها و اموال کسانی که در این آیه از آنان نام برده شده است بطور مطلق و یا در مواردی مشروط مباح و جایز است.
2- برخی معتقدند که منظور از « ما مَلَکتُم مَفاتِحَهُ » خانه های بردگان است،چرا که اموال عبد مال مولای اوست.
اما برخی دیگر می گویند: منظور اموال خود شخص است در صورتی که در دست قیّم یا وکیل او باشد که می تواند از مزایای آن بهره مند شود. مثلا اگر گوسفندان دیگران برای چرا در دست اوست می تواند از شیر آن ها استفاده کند.
گروه سوم معتقدند که منظور امین و خزانه دار است که تا حدودی هم خود می تواند از اموال زیر نظرش بهره مند شود.
البته در این مورد جای بحث بسیار است.
3- آیا امین یا کسی که بعنوان ودیعه مالی را در اختیار دارد بدون اجازه ی مالک می تواند از نمائات آن استفاده کند یا خیر؟
این استفاده باید در حد متعارف باشد یا به هرشکل که تمایل داشت می تواند از آن استفاده کند؟
اموری که می تواند مورد ودیعه یا امانت قرار گیرد چه نوع اموری است؟
پاسخ این سوالات از جهات مختلف در کتب فقهی بیان شده است.
4- خوردن و آشامیدن از خانه ی دوستان و استفاده از امکانات آن بنحو متعادل جایز است.
نقل شده که ربیع بن خثیم دوستی داشت که در غیبت او وارد منزل ربیع شد هنگامی که ربیع به منزل آمد کنیزش به او گفت که رفیقت در خانه ی تو غذا خورد ربیع پاسخ داد اگر راست گفته باشی تو آزاد خواهی بود و چنین کرد.
5- در تفسیر کشاف آمده است: مردی از صحابه وارد خانه ی دوستش گردید و از کنیز او سراغ کیسه ی وی را گرفت و آنچه لازم داشت از آن برداشت. هنگامی که مولای کنیز آمد و از جریان خبریافت از شدت خوشحالی کنیزک را که این خبر را به او داده بود آزاد کرد.
نتیجه اینکه هرگاه از ظاهر روابط بین دوستان این امر فهمیده شود که رضایت به استفاده ی از خانه ها و اموال یکدیگر دارند،این عمل برای آنان جایز است.
6- این آیه دلالت دارد بر این که در اینگونه موارد نیاز به اجازه ی صریح نیست و اجازه ی ضمنی کافی است.
7- برخی از افراد مذکور در آیه شرعا واجب النفقه شناخته شده اند که بدلیل واجب النفقه بودن مجازند از اموال طرف مقابل استفاده کنند مانند پدر و فرزند در صورت فقر مالی.
8 – جواز اکل در حدّی است که اسراف و اتلاف نباشد و آیات صرفا دلالت بر جواز اکل دارد نه برداشت یا تصرفات دیگر.
9- برخی از مفسرین این آیه را منسوخ می دانند و برخی دیگر آن را به مقدار و مورد نیاز اختصاص داده اند.
10- از این آیه دانسته می شود که انجام فرائض دینی مانند نماز هم در اینگونه موارد در ملک و خانه ی غیر جایز است و نیاز به اجازه ی صریح ندارد.
11- عده ای معتقدند: در موارد مذکور اگر علم به رضایت صاحبخانه حاصل شود، بهره برداری در حدّ خوردن بویژه در مورد دوستان جایز است. به هر حال اگر احراز رضایت لازم نباشد حدّ اقل علم حاصل شود که ناخشنود نخواهد شد.
اما برخی دیگر می گویند: نه احراز رضایت لازم است و نه علم به ناخشنود نشدن چرا که اینگونه موارد را شارع بطور صریح بدان اجازت فرموده است.
12- برخی می گویند: از این آیه می توان حقّ الماره را استفاده کرد(حق الماره اجازه ی استفاده از میوه ی درختان برای کسانی که از کنار مزارع و بوستان ها عبور می نمایند، می باشد. البته با شرایطی که در کتب فقهی مسطور است.)
13- در تفسیر کشاف در معنای جمله ی « فَاِذا دَخَلتُم بُیُوتًا » آمده است که هرگاه وارد اینگونه خانه ها شدید براهل آن سلام کنید، اهلی که از نظر دین و قرابت از شمایند. در حقیقت سلام بر اهل خانه سلام برخود شماست.
14- برخی گفته اند: همانطور که هرگاه وارد مساجد می شوید باید بر خود و بر بندگان صالح خدا سلام کنید و بگویید: « السلام علینا و علی عباد الله الصالحین » وارد خانه ها هم که می شوید باید بر خود و بر اهل خانه سلام کنید.
چند قول در تاویل«لیس علی الاعمی حرج»
الف) در همخوراکی با آنها شمارا گناهی نیست.چون برخی از مردم این عمل را گناه و ناصواب می دانستند و چنین توجیه می کردند که چون افراد مذکور نمی توانند غذاهای خوب را برگزینند ناراحت یا مغبون می شوند و شخص لنگ و مریض هم که ناتوان از نشستن است نمی تواند هرچه می خواهد بردارد و بخورد لذا مغبون می شود.
ب) مسلمانان هنگامی که به جنگ می رفتند این افراد را در خانه های خود گماشته و برایشان خوردن از این خانه ها را حلال می کردند ولی خود آنان گناه می پنداشتند.
ج) مومنان اینگونه افراد را به خانه های ازواج و خویشاوندان خود می بردند و به آنان غذا می دادند ولی اینها از این امر ناراحت بودند. مومنان نیز گاه این امر را ناروا می دانستند.لذا این آیه از آن نفی گناه نموده است.
د) بر اینگونه افراد یعنی نابینایان و لنگان و امثال آنان گناهی نیست که در جنگها شرکت نکنند زیرا معذورند.بنابر این جمله ی « اَن یَترُکُوا الجِهادَ » حذف شده است.
به هر حال معنی این می شود که: براینگونه افراد در ترک این وظایف حرجی نیست.
البته پاره ای از این اقوال و آراء مردود و یا ضعیف شناخته شده است.
آیه پنجم
ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ عَمِلُوا السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابُوا مِنْ بَعْدِ ذٰلِكَ وَ أَصْلَحُوا إِنَّ رَبَّكَ مِنْ بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَحِيمٌ
﴿النحل / 119﴾
ترجمه
پس بدرستی کسانی که اعمال بد را از روی نادانی انجام می دهند و توبه کرده و خود را اصلاح نمایند خداوند تو نسبت به آنان بخشنده و مهربان است.
البته این آیه مستقیما ارتباطی به مورد بحث ما ندارد و برخی از این آیات بخاطر ادنی مناسبتی که با بحث دارد ذکر شده است.
بهر حال این آیه می تواند مفید این معنی باشد که هرگاه کسی از روی نادانی مرتکب کارهای بد از جمله تکسّب به محرمات شد و توبه کرد و خود را اصلاح نمود خداوند از او می گذرد و این امر جنبه ی حکمی ندارد.
آیه ششم
وَ قَضَى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِيَّاهُ وَ بِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَاناً إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلاَهُمَا فَلاَ تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَ لاَ تَنْهَرْهُمَا وَ قُلْ لَهُمَا قَوْلاً كَرِيماً . وَ اخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيراً
﴿الاسراء / 23-24﴾
ترجمه
پروردگارت فرمان داده جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید. هرگاه یکی از آن ها یا هردوی آن ها نزد تو به سنّ پیری برسند کمترین اهانتی به آنها روامدار و بر آنها فریاد مزن و گفتار لطیف و سنجیده ی بزرگوارانه به آنها بگو. بالهای تواضع خویش را در برابرشان از محبت و لطف فرود آر و بگو پروردگارا همانگونه که آنها مرا در کوچکی تربیت کردند مشمول رحمتشان قرار ده.
نکات قابل ذکر پیرامون این آیات شریفه:
1- معنای « بالوالدین احساناً » این است که: پروردگارت به توحکم کرد که جز خدا را نپرستید وبه پدر و مادرتان نیکی کنید.
2- معنای بلوغِ کِبَردر « اِمّا یبلُغنَّ الکِبَر» این است که: اگر یکی از آن دو یا هردوی آن ها به پیری رسیده و عاجز شدند و سربار بر فرزند گردیدند، فرزند باید بر این مشکلات صبر کند همانگونه که پدر و مادر در کودکی این فرزند بر مشکلات صبر نمودند.
3- نه تنها فرزند باید بر مشکلاتی که از سوی این پدر و مادر پیر و مسنّ ایجاد می شود صبر کنند بلکه باید با ادب و محبت بسیار با آنان سخن بگویند.
4- در پایان این آیه ی شریفه می خواهد بگوید که: خداوند از باطن شما آگاه است و می داند که در دل شما نسبت به پدر و مادرتان چه می گذرد لذا اگر در حال خستگی و غضب کلامی خلاف رضای خداوند گفتید و پشیمان شده و توبه کردید، خداوند متعال بخشنده و آمرزنده است.
5- زمخشری در تفسیر کشّاف می گویند: فقها گفته اند که چنین فردی حقِّ بردن پدر خود به کلیسا و کنیسه و امثال آن را ندارد لکن اگر خود به چنین مکانهایی رفت و برای بازگشت از فرزند خود کمک خواست فرزند موظف به انجام آن است.
6- ابی ولّاد حنّاط از امام صادق (ع) نقل می کند که: حضرت در معنای احسان در این آیه می فرمایند: احسان به پدر و مادر یعنی این که با آنان به زیبایی سخن بگوید و قبل از این که آنان درخواست خود را بگویند متوجه آن شده و بدان عمل کند
7- از بسیاری از روایات معلوم می شود که: عاق والدین از گناهان کبیره بوده و کمترین مرحله ی عاق والدین شدن، اُف گفتن به آنان است.
مصنف می گوید: دلائل این ادعا همان دلایل تحریم قطعِ رحم است.
8- از کلمات فقها استفاده می شود در صورتی که امام حضور فرزند را بطور خاص در جنگ واجب نکرده باشد یا این که کفار با وجود ضعف مسلمانان به کشور اسلامی حمله نکرده باشند، ابوین می توانند او را از شرکت در جنگ با کفار بازدارند.
برخی در این حکم جدّین را هم به پدر و مادر اضافه کرده اند.
همچنین اذن پدر و مادر در سایر سفرها که مباح یا مندوب یا واجب کفایی است، شرط دانسته اند. و دیگر امور واجب و مندوب و مباح.
آیه هفتم
وَ آتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَ الْمِسْكِينَ وَ ابْنَ السَّبِيلِ وَ لاَ تُبَذِّرْ تَبْذِيراً . إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُوا إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ وَ كَانَ الشَّيْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُوراً . وَ إِمَّا تُعْرِضَنَّ عَنْهُمُ ابْتِغَاءَ رَحْمَةٍ مِنْ رَبِّكَ تَرْجُوهَا فَقُلْ لَهُمْ قَوْلاً مَيْسُوراً ﴿الاسراء / 25- 28﴾
ترجمه
حقوق نزدیکان، مساکین و واماندگان در راه را بپرداز و بیهوده مال را تباه نکن که مسرفین و تبذیر کنندگان برادران شیطانند و شیطان نعمتهای پروردگارش را کفران نمود و بدو کافر شد.
و اگر از اینان بخاطر طلب رحمت و عنایت خداوند که مورد امید توست،اعراض کنی بهتر است که با ایشان با نرمی سخن بگویی (یعنی اگر از باب حیا نسبت به کسانی که محتاجند و از تو توقع و انتظار پاداش یا روزی دارند و تو بر اثر عدمِ قدرت در برآوردن انتظاراتشان اعراض کرده و سخنی نمی گوئی بهتر است که با آنان سخن بگوئی و با سخن نرم و امید آفرین امیدوارشان کنی).
احکام مستخرج از این آیه ی شریفه:
یادآوری
بسیاری از این آیات صرفا جنبه اخلاقی دارد و احکامی بطور منطوقی و حتی التزامی و تضمّنی هم از آنها استفاده نمی شود و مرحوم مقدس اردبیلی این آیات را به تقلید از کسانی که انها را تحت عنوان موارد تکسّب آورده اند،ذکر کرده است.
1- وجوب اعطای حقوق مساکین و ابن السبیل و اقربا که قبلا در باب زکات بیان شده است.
2- حرمت تبذیر که عبارت از مصرف بی مورد و بیهوده است(اسراف مصرف زیاد تر از اندازه است و تبذیر مصرف غیر لازم است).
3- در تفسیر آیه شریفه ی « اِمّا تُعرِضَنَّ ... » اقوالی است که خلاصه ی آن عبارت است از:
قول اول: هرگاه از باب حیا از کسانی که امر می فرمایی که حقوق الهی را ادا نمایند اعراض نمائی و بدانها در هنگامی که از پاداش آن می پرسند پاسخ نمی دهی، در دلِ خود از خداوند امید رحمت و وسعت برای آنان داری با آنان گفتار نرم و ملایم داشته باش.
قول دوم: هرگاه از محتاجان از جهت نرسیدن روزی از باب حیا روگردانی با آنان با نرمی سخن بگو و از خداوند وسعت بخواه.
اقوال دیگری هم در این زمینه آمده است که ظاهراً قول آخر مناسب تر است.
شان نزول این آیه ی شریفه:
این آیه هنگامی نازل شد که فقرا از حضرت رسول (ص) مطالبه ی پول و غذا می نمودند و آن حضرت چیزی نداشت که به مستحقّان بدهد و می فرمود خداوند از فضل و کرم خود به شما روزی می دهد.
در این آیه به رسول اکرم (ص) دستور داده شده که با آنها به نرمی سخن بگو و از آنان از روی حیا و شرم اعراض نکن.
آیه هشتم
وَ لاَ تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِكَ وَ لاَ تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً ﴿الاسراء /29﴾
آیه نهم
وَ لاَ تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فَاعِلٌ ذٰلِكَ غَداً . إِلاَّ أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ وَ اذْكُرْ رَبَّكَ إِذَا نَسِيتَ وَ قُلْ عَسَى أَنْ يَهْدِيَنِ رَبِّي لِأَقْرَبَ مِنْ هٰذَا رَشَداً ﴿الکهف/23-24﴾
آیه دهم
فَوَجَدَا عَبْداً مِنْ عِبَادِنَا آتَيْنَاهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنَا وَ عَلَّمْنَاهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً .قَالَ لَهُ مُوسَى هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلَى أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً .قَالَ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْراً .وَ كَيْفَ تَصْبِرُ عَلَى مَا لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْراً . قَالَ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ صَابِراً وَ لاَ أَعْصِي لَكَ أَمْراً . قَالَ فَإِنِ اتَّبَعْتَنِي فَلاَ تَسْأَلْنِي عَنْ شَيْءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْراً .فَانْطَلَقَا حَتَّى إِذَا رَكِبَا فِي السَّفِينَةِ خَرَقَهَا قَالَ أَ خَرَقْتَهَا لِتُغْرِقَ أَهْلَهَا لَقَدْ جِئْتَ شَيْئاً إِمْراً . قَالَ أَ لَمْ أَقُلْ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْراً . قَالَ لاَ تُؤَاخِذْنِي بِمَا نَسِيتُ وَ لاَ تُرْهِقْنِي مِنْ أَمْرِي عُسْراً . فَانْطَلَقَا حَتَّى إِذَا لَقِيَا غُلاَماً فَقَتَلَهُ قَالَ أَ قَتَلْتَ نَفْساً زَكِيَّةً بِغَيْرِ نَفْسٍ لَقَدْ جِئْتَ شَيْئاً نُكْراً . قَالَ أَ لَمْ أَقُلْ لَكَ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْراً . قَالَ إِنْ سَأَلْتُكَ عَنْ شَيْءٍ بَعْدَهَا فَلاَ تُصَاحِبْنِي قَدْ بَلَغْتَ مِنْ لَدُنِّي عُذْراً . فَانْطَلَقَا حَتَّى إِذَا أَتَيَا أَهْلَ قَرْيَةٍ اسْتَطْعَمَا أَهْلَهَا فَأَبَوْا أَنْ يُضَيِّفُوهُمَا فَوَجَدَا فِيهَا جِدَاراً يُرِيدُ أَنْ يَنْقَضَّ فَأَقَامَهُ قَالَ لَوْ شِئْتَ لاَتَّخَذْتَ عَلَيْهِ أَجْراً . قَالَ هٰذَا فِرَاقُ بَيْنِي وَ بَيْنِكَ سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِيلِ مَا لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَيْهِ صَبْراً . أَمَّا السَّفِينَةُ فَكَانَتْ لِمَسَاكِينَ يَعْمَلُونَ فِي الْبَحْرِ فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِيبَهَا وَ كَانَ وَرَاءَهُمْ مَلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْباً . وَ أَمَّا الْغُلاَمُ فَكَانَ أَبَوَاهُ مُؤْمِنَيْنِ فَخَشِينَا أَنْ يُرْهِقَهُمَا طُغْيَاناً وَ كُفْراً . فَأَرَدْنَا أَنْ يُبْدِلَهُمَا رَبُّهُمَا خَيْراً مِنْهُ زَكَاةً وَ أَقْرَبَ رُحْماً . وَ أَمَّا الْجِدَارُ فَكَانَ لِغُلاَمَيْنِ يَتِيمَيْنِ فِي الْمَدِينَةِ وَ كَانَ تَحْتَهُ كَنْزٌ لَهُمَا وَ كَانَ أَبُوهُمَا صَالِحاً فَأَرَادَ رَبُّكَ أَنْ يَبْلُغَا أَشُدَّهُمَا وَ يَسْتَخْرِجَا كَنْزَهُمَا رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ وَ مَا فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِي ذٰلِكَ تَأْوِيلُ مَا لَمْ تَسْطِعْ عَلَيْهِ صَبْراً ﴿الکهف /65- 82﴾
آیه یازدهم
قَالَ سَلاَمٌ عَلَيْكَ سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّي إِنَّهُ كَانَ بِي حَفِيّاً ﴿مریم /47﴾
آیه دوازدهم
إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ ﴿النور /19﴾
پایان قسمت اول آیات الاحکام ارشد