رجائی خراسانی
علمی ، فرهنگی
نوشته شده در تاريخ شنبه دوم آذر ۱۳۹۲ توسط مصطفی رجائی پور |

قسمت اول : اعراب بائده

اعراب پيش از اسلام:

الف)قحطانيان: فرزندان يعرب بن قحطان كه در يمن و ساير نقاط جنوبي عربستان مسكن داشتند و آنان را عرب اصيل مي نامند.

ب) عدنانيان: فرزندان حضرت اسماعيل (ع) مي باشند.مورخان قديم قحطانيان را عرب خالص و عدنانيان را مستعرب يا عرب پيوسته خوانده اند.

 ج)عرب بائده: اقوامي كه بر اثر نافرماني هاي پياپي بوسيله بلاهاي آسماني و زميني نابود شدند. مثل قوم عاد و ثمود.

آیات قرآن در مورد اعراب بائده :

• وَإِن یُکَذِّبُوکَ فَقَدْ کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَعَادٌ وَثَمُودُ  •         

 و اگر تو را تکذیب کنند قطعا پیش از آنان قوم نوح و عاد و ثمود [نیز] به تکذیب پرداختند (سوره حج آیه ۴۲)

• وَثَمُودَ الَّذِینَ جَابُوا الصَّخْرَ بِالْوَادِ •     

 و با ثمود همانان که در دره تخته‏سنگها را مى‏بریدند(سوره فجر آیه ۹)

• وَأَمَّا ثَمُودُ فَهَدَیْنَاهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمَى عَلَى الْهُدَى فَأَخَذَتْهُمْ صَاعِقَةُ الْعَذَابِ الْهُونِ بِمَا کَانُوا یَکْسِبُونَ •       

   و اما ثمودیان پس آنان را راهبرى کردیم و[لى] کوردلى را بر هدایت ترجیح دادند پس به [کیفر] آنچه مرتکب مى‏شدند صاعقه عذاب خفت‏آور آنان را فروگرفت. (سوره فصلت آیه ۱۷)

•حضرت هود(ع) اولین پیامبر پس از نوح(ع) است. 

قوم او، به نام «عاد» معروفند. آن ها از انسان هاى ما قبل تاریخ و عرب بودند. در جزیرة العرب زندگى می ‏كردند. قوم هود به لحاظ نیروى بدنى، كم نظیر بودند. افرادى مترقّى، داراى ساختمان هاى مجلّل،زمین هاى حاصل خیزونخلستان هاى قابل توجّه بودند.

 خداوند مي فرماید : آیا ندیدى كه پروردگارت با قوم عاد و با شهر با عظمت «اِرَم» كه همانندش در شهرها آفریده نشده بود، چه كرد؟

• خداوند، حضرت هود(ع) را براى هدایت آن ها فرستاد. حضرت هود(ع) گفت: خدا را بپرستید. معبودى جز او نیست. شما فقط تهمت می ‏زنید و بت ها را شریك او می ‏خوانید.  اى قوم من، از پرودگارتان طلب آمرزش كنید و به سوى او باز گردید تا باران را پى در پى بر شما بفرستد و نیرویى بر نیرویتان بیفزاید و گنه كارانه، از حقّ روى برنتابید. من از جانب خدا، پیامبرى امین هستم. شما سابقه زندگى مرا می ‏دانید. من هیچ گاه راه خلاف نرفته‏ام و هرگز دروغ نگفته‏ام. از خدا بترسید و سخن مرا بپذیرید. از كارهاى ناروا و بى منطق دست بردارید.  این قصرهاى مجلّلى كه به امید جاودان ماندن می ‏سازید، چه معنایى دارد؟ این بى رحمی ‏ها و ستمگرى‏هایى كه در زندگى شما حاكم است، چه فایده‏اى دارد؟. این ساختمان هاى بى فایده‏اى كه بر فراز تپّه‏ها می ‏سازید و می ‏خواهید كه براى مردم، قدرت نمایى و تفاخر كنید، چیست؟.

•اى مردم، از خشم خدا بپرهیزید. خداوندى كه شما را از این همه نعمت، برخوردار فرموده است. خداوندى كه هم سرمایه‏هاى مادى فراوان و هم نیروهاى انسانى كارآمد، به شما بخشیده است. باغ هاى سبز و خرم و نهرهاى پر آب به شما عطا كرده است. من از آن می ‏ترسم كه خداوند، شما را به عذابى دردناك گرفتار سازد و طومار زندگى شما را از روى زمین برچیند. • قوم هود گفتند: اى هود، اگر خدا می ‏خواست پیامبرى را، به سوى ما بفرستد، فرشته‏اى می ‏فرستاد تا پیام او را به ما برساند. ما هرگز دعوت تو را قبول نخواهیم كرد. تو هم آن عذابى را كه همواره ما را از آن می ‏ترسانى، بیاور. ما را از عذاب خداى تو ترسى نیست.

• سرانجام، لجاجت قوم هود غضب الهى را به همراه داشت. قوم عاد با خشكسالى سختى مواجه شدند. آن ها پیوسته منتظر باران بودند. روزى براى نخستین بار، ابرى را مشاهده نمودند. خوشحال شده و به یكدیگر می ‏گفتند كه این ابر، باران دارد. ولی حضرت هود(ع) فرمود: ... خیر، این ابر، همان عذابى است كه خودتان خواسته بودید.باد سردى و شدید، وزیدن گرفت. طوفانى بر پا شد. مردم به درون خانه‏هاى محكمی  كه ساخته بودند، پناه بردند. طوفان، شدیدتر از آن بود كه می ‏پنداشتند. درخت ها از ریشه در می ‏آمد. افراد را از جا می ‏كند. کافران را به هوا می ‏برد و بر زمین می ‏كوبید. ساختمان ها را ویران و همه چیز را درهم می ‏كوبید.هفت شبانه روز پی در پى، باد ‏وزید. طومار زندگى، قوم گمراه درهم ‏پیچیده شد. در آن احوال، حضرت هود(ع) و مؤمنان در شكاف كوهى به سر می ‏بردند. در آن جا از طوفان، خبرى نبود. نسیمی  آرام می ‏وزید. آنان، سرنوشت قوم را تماشا می ‏كردند. بعد از آن، طوفان آرام شد. اوضاع، به حالت عادى بازگشت. از آن مردم، جز قطعات استخوان و خانه‏هاى خالى شان چیزى به جا نماند.

------------------------------------------------

      قوم حضرت صالح(ع) از اعراب اصيل هستند. آن ها بين مدينه و شام سكونت داشتند. عمر آنان طولانى بود. قوم ثمود، پس از قوم عاد می ‏زيستند. صاحب تمدن بزرگى بودند. با ساختن قصر ها و خانه‏ هاى زيبا و محكم، اقدام به عمران و آبادانى زمین ‏کردند. كشاورزى، شغل عمده آنان به حساب می ‏آمد. • اين قوم از سرنوشت شوم عاد، عبرت نگرفتند. پيوسته به فساد و طغيان ‏پرداختند. به پرستش بت ها اقدام كردند،  خداوند براى هدايت آنان، حضرت صالح(ع) را فرستاد.  حضرت صالح(ع) بسان ديگر پيامبران، با رأفت و مهربانى با قومش به گفتگو ‏پرداخت. آنان را به اعتقاد به خداوند فرا خواند. از عبادت بت ها، بر حذر ‏داشت. از آنان درخواست ‏نمود كه در ميان خود به عدل و احسان رفتار كنند. به برترى جويى نپردازند، اسراف نكنند، طغيان ننمايند و همه آن ها را از عذاب الهى بيم داد.  در برابر آزارها، براى خدا تحّمل ‏نمود. اما جز گروه اندكى از مردم ناتوان، كسى به او ايمان نياورد.

•آرى!... گردنكشان، به او ايمان نياوردند و در راه باطل پافشارى كردند. لجاجت خود را تا جايى رساندند كه از صالح، تقاضاى معجزه كردند. مدّعى شدند كه اگر معجزه مورد نظرشان را مشاهده كنند، گفتار او را تصديق خواهند كرد. در آن منطقه، صخره عظيمی  بود. قوم ثمود آن را مقدّس می ‏پنداشتند.  روز اول هر سال، اطراف آن صخره گرد می ‏آمدند و قربانى می ‏كردند. آن ها پيشنهاد كردند كه از صخره مقدّس، مادّه شترى بيرون آورد كه بچه‏اى هم همراهش باشد.

•حضرت صالح(ع) به اذن خدا، درخواست آنان را عملى ساخت و به آنان گفت: اى قوم اين شترِ خدا و معجزه‏اى براى شما است. او را آزاد بگذاريد تا در زمين خدا چرا كند. به آن آسيب نرسانيد كه به عذاب دردناكى دچار خواهيد شد. آن گاه گفت: اين ناقه تمامی  آب قنات را در يك روز می ‏خورد و روز بعد، آب سهم شما است و در مقابل، تمامی  شير مورد نياز شما را تأمين خواهد كرد.اين وضع ادامه داشت، تا اين كه سر انجام، قوم صالح نه تنها دست از بت پرستى بر نداشتند، بلكه به كفر خود تداوم بخشيدند و فردى شقى را براى كشتن ناقه فرستادند. آن گاه به صالح گفتند: اگر راست می ‏گويى، آن چه به ما وعده می ‏دهى براى ما بياور. صالح(ع) گفت: تنها سه روز در خانه‏هاى‏تان از زندگى بهره‏مند شويد. اين وعده‏اى است كه نمی ‏تواند دروغ باشد.ناگهان صاعقه‏اى سهمگين بر آنان فرود آمد و زمين لرزه و صيحه‏اى بر آنان نازل گرديد كه در خانه‏هايشان بى جان شدند. آن گاه صالح از آنان رو گرداند و گفت: اى قوم من پيغام پروردگار خويش را رساندم و به شما خير خواهى كردم، ولى شما خير خواهان را دوست نداريد.

 

-------------------------------------------------------

قسمت دوم : سلمان رشدی و کتاب آیات شیطانی

  •         چهارم مهر ماه 1367 برابر با 26 سپتامبر 1988
    انتشارات «وايكينگ» در لندن كه جزو گروه انتشاراتى «پنگوئن» مى‏باشد، اقدام به انتشار كتابى نمود كه نام «
    Satanic verses
    » بر روى جلد آن خودنمايى مى‏كرد. معادل فارسى نام اين كتاب «آيات شيطانى» بود.چهل روز بعد ابتدا كشور هند و سپس پاكستان فروش اين كتاب را ممنوع اعلام كردند.
    متعاقبا چندين كشور اسلامى ديگر نيز اقدام به تحريم فروش اين كتاب نمودند. روز 24 دى ماه 1367 مسلمانان شهر «برادفورد» انگلستان طى تظاهراتى، اقدام به سوزاندن نسخه‏هاى كتاب «آيات شيطانى» نمودند. روز 23 بهمن ماه برابر با 12 فوريه 1989، مسلمانان پاكستان در شهر اسلام آباد به تظاهرات پرداخته و ضمن دادن شعارهايى عليه آمريكا و انگليس و نويسنده كتاب «آيات شيطانى»، به طرف مركز فرهنگى آمريكا حركت كردند .اين تظاهرات به برخورد افراد مسلح از درون مركز فرهنگى آمريكا با تظاهر كنندگان انجاميد و باعث شهادت 6 نفر و مجروح شدن بيش از يكصد نفر گرديد.
     

  •          پيام امام خميني (رض) در مورد اعدام سلمان رشدي  « 25 بهمن ماه 1367 برابر با 14 فوريه  1988»

     بسمه تعالي    انالله و انااليه راجعون به اطلاع مسلمانان غيور سراسر جهان مى‏رسانم، مولف كتاب «آيات شيطانى» كه عليه اسلام و پيامبر و قرآن تنظيم و چاپ و منتشر شده است، همچنين ناشرين مطلع از محتواى آن، محكوم به اعدام مى‏باشند. از مسلمانان غيور مى‏خواهم تا در هر نقطه كه آنان را يافتند، سريعا آنها را اعدام نمايند تا ديگر كسى جرأت نكند به مقدسات مسلمين توهين نمايد و هركس در اين راه كشته شود، شهيد است انشاءالله. ضمنا اگر كسى دسترسى به مؤلف كتاب دارد ولى خود قدرت آن را ندارد، او را به مردم معرفى نمايد تا به جزاى اعمالش برسد.

  • والسلام عليكم و رحمه‏الله و بركاته . روح‏الله‏الموسوى‏الخمينى

     

  • روز 25 بهمن ماه دفتر امام خمينى اطلاعيه ذيل را صادر كرد:
    «رسانه‏هاى گروهى استعمارى خارجى به دروغ به مسوولين نظام جمهورى اسلامى نسبت مى‏دهند كه اگر نويسنده كتاب آيات شيطانى توبه كند، حكم اعدام درباره او لغو مى‏گردد. حضرت امام خمينى مدظله فرمودند: اين موضوع صد درصد تكذيب مى‏گردد. سلمان رشدى اگر توبه كند و زاهد زمان گردد، بر هر مسلمان واجب است با جان و مال، تمامى همّ خود را به كار گيرد تا او را به درك واصل گرداند. حضرت امام اضافه كردند كه اگر غير مسلمانى از مكان او مطلع گردد و قدرت اين را داشته باشد تا سريع‏تر از مسلمانان او را اعدام كند، بر مسلمانان واجب است آنچه را كه در قبال اين عمل به عنوان جايزه يا مزد عمل به او بپردازند.»
    شش روز پس از صدور حكم امام خمينى، جامعه اقتصادى اروپا در بروكسل تشكيل جلسه داد تا هيأت ديپلماسى 12 كشور عضو از ايران فراخوانده شوند و مسافرتى نيز در سطح بالا به ايران انجام نشود. يك هفته بعد مجلس شوراى اسلامى طرح دو فوريتى قطع رابطه با انگلستان را در 9 اسفند 1367 با رأى قاطع نمايندگان به تصويب رساند.
    كمتر از 6 ماه بعد تمامى ديپلمات‏هاى فراخوانده شده كشورهاى اروپايى با تصميم خود به ايران بازگشتند و تنها سفير انگلستان با تصميم پارلمان جمهورى اسلامى از بازگشت به ايران محروم ماند.
     

  • كتاب «آيات شيطانى» در 9 فصل تنظيم شده است و نويسنده كتاب، افسانه غرانيق را مكرر و به شكل‏هاى گوناگون در كتاب خود آورده و آن را به عنوان يكى از مضامين اصلى كتاب خود مشخص و برجسته نموده است.
    موارد اهانت و جسارت نويسنده كتاب آيات شيطانى را مى‏توان در موارد زير خلاصه كرد:
    1- تشكيك در امر وحى و طرح اين موضوع كه جبرئيل در واقع موجودى در درون پيامبر بوده و پيامبر(صلی الله علیه و آله) متناسب با منافع خود و حتى مسايل شخصى‏اش آيات را تنظيم مى‏كرده است.
    2- معرفى پيامبراسلام به عنوان فردى خود خواه و تاثيرپذير و كم‏دقت و...
    3- معرفى ياران پيامبر به عنوان افرادى كه دچار انحراف‏هاى اخلاقى گوناگون بوده‏اند. 

  • 4- نسبت انحراف اخلاقى به همسران پيامبر
    5- تحقير و اهانت نسبت به فرشته وحى «جبرئيل»
    6- تحقير و اهانت نسبت به احكام اسلام
    تمام قهرمانان اين كتاب كه داستانى به سبك «رئاليسم جادويى»، كه داراى ضعف‏هاى فراوان و بى سرو ته مى‏باشد، داراى ضعف‏ها و انحرافات شديد اخلاقى هستند و اسامى آنان سلمان، بلال، اسماعيل، عايشه و ماهوند - بوزن تلفظ لاتينى محمد - و... مى‏باشد.

----------------------------------------------------

  • قسمت سوم : ولايت فقيه در عصر غيبت:

    خداي متعال در آيه ي 59 سوره ي نساء مي فرمايد:

     يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ. اي كساني كه ايمان آورده ايد اطاعت كنيد خدا را و اطاعت كنيد رسول خدا را و صاحبان امرتان را.

    جابر بن عبدالله انصاري صحابي رسول خدا مي گويد: هنگامي كه اين آيه نازل شد به رسول خدا عرض كردم ما خدا و رسولش را مي شناسيم اما اولي الامر چه كساني هستند كه اطاعت آن ها بر ما واجب شده است؟

    فرمود: آنان جانشينان من و امامان بعد از من اند كه اول آن ها علي بن ابيطالب (ع) است.

    سپس آن حضرت نام يكايك ائمه (ع) را تا امام زمان (عج) بيان فرمود.

  • اما در زمان غيبت امام عصر(عج) بنا به بيان امام عسكري(ع) ولايت به عهده ي فقيه جامع الشرايط است، آنجا كه مي فرمايد:

    فَأَمَّا مَنْ كَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِينِهِ مُخَالِفاً عَلَى هَوَاهُ مُطِيعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ يُقَلِّدُوهُ    (وسائل الشيعة، ج27،ص131)

    هريك از فقها كه نگهدارنده ي نفسش، حافظ دينش، مخالف با هواي نفس و مطيع امر مولايش امام زمان(عج) باشد، پس بر عموم مردم اطاعت از او واجب است.

  • يا اين سخن امام زمان (ع) كه مي فرمايد:

  • در حوادث واقعه بايد به راويان حديث ما رجوع كنيد، زيرا آنان حجت من برشما هستند و من حجت خدا مي باشم.

                             (كمال الدين، صدوق، ج2،ص284) 

  • نتیجه گیری: با توجه به اين آيه و روايات و اين نكته كه ولي فقيه بدون پذيرش مردمي در اجرا با مشكل مواجه خواهد شد،در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران آمده است كه:

  • تعيين رهبر به عهده ي خبرگان منتخب مردم است...رهبر منتخب خبرگان ولايت امر و همه ي مسئوليت هاي ناشي از آن را برعهده خواهد داشت.

  • طبيعي است كه اطاعت از اين رهبر برهمه ي مردم حتي بر خود اعضاي مجلس خبرگان نيز واجب و لازم است.

     

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر